گفت وگو با استاد انور شحات محمدانور

استاد انورشحات، ۳۰ ساله سومین فرزند یك خانواده ۱۱ نفره است. او شش خواهر و دو برادر دارد.
جوانى بلندقامت، تنومند و جدى است.
|
ما مى بایست ابتدا قرآن را حفظ كنیم و بعد شروع به تلاوت.من وقتى كه شروع به تلاوت كردم و پدرم فهمید هنوز قرآن را حفظ نكرده ام تنبیهم كرد و مدتى با من حرف نزد و این بود كه شروع به حفظ قرآن كردم و بعد از طرح تلاوت پدر تقلید كردم تا ۱۶ سالگى كه رسماً وارد تلاوتهاى مجامع و محافل شدم.
| |
|
|
چشمانش از بارقه عشق پر مى شود و مى درخشد هر بار كه از «پدر» سخن مى گوید. «بابا» براى او اسوه و الگوست و مى گوید كه از كودكى عاشقش بوده است. هر چند كه شیطنتهاى كودكى او را به زیر ضربه آموزش پدر نیز برده است.تنبیه به شیرینى آموختن و آگاه شدن … انورشحات محمدانور، پسر ارشد استاد شحات محمدانور كه براى هفتمین بار از سوى نیروى مقاومت بسیج براى تلاوت در ماه مبارك رمضان به ایران دعوت شده است از تلاوتها، تدبر در قرآن، خانواده، پدر و ایران مى گوید:
\ چند سال دارید و چندمین فرزند خانواده هستید؟
> ۳۰ ساله ام. خانواده ما از پدر، مادر، شش خواهر و سه برادر و همسر و دختر من تشكیل شده است.
من اولین پسر هستم و دو برادر به نامهاى «محمد» و «محمود» دارم.
\ چطور شد شما به راه تلاوت قرآن كشیده شدید و تلاوتهایتان اینقدر به پدرتان شباهت دارد؟
> پدرم از دو سالگى مرا به مجالس قرائت قرآن مى برد. شش ساله بودم كه شروع به حفظ قرآن كردم و در ۱۲ سالگى هم حافظ شدم. شاید دلیلش این بود كه من در خانواده اى مذهبى به دنیا آمدم یعنى تربیت دینى باعث شد تا به راه قرآن بروم و البته مهمترین عامل این تربیت پدرم بود كه از بچگى دوستش داشتم و از همان بچگى هم شروع به تقلید از پدرم كردم. در خانواده ما، من و محمود طریقه پدر را پیش گرفتیم و محمود تلاوتش به طریق پدر بسیار نزدیكتر و محكمتر است.من از همان كودكى كه با پدرم به محافل مى رفتم به مسجد او هم مى رفتم. پدرم مسجدى به نام مسجد «شحات» در قاهره دارد و من از بچگى مؤذن آنجا بودم.
\ این تقلید و تلاوت را از كجا شروع كردید؟
> ما مى بایست ابتدا قرآن را حفظ كنیم و بعد شروع به تلاوت.من وقتى كه شروع به تلاوت كردم و پدرم فهمید هنوز قرآن را حفظ نكرده ام تنبیهم كرد و مدتى با من حرف نزد و این بود كه شروع به حفظ قرآن كردم و بعد از طرح تلاوت پدر تقلید كردم تا ۱۶ سالگى كه رسماً وارد تلاوتهاى مجامع و محافل شدم.
\آیا یك عرب زبان هم آموزش تجوید مى بیند یا به صرف داشتن زبان عربى قرآن را با تجوید مى خواند؟
> بله، عرب زبان ها هم باید آموزش تجوید ببینند.البته در مدارس عادى به بچه ها تجوید یاد نمى دهند و یا بسیار مختصر و در مدارس دینى به صورت تخصصى وارد این مقوله مى شوند همینطور در مساجد علمایى هستند كه مكتب دارند و آنها قرآن را به بچه ها یاد مى دهند. این طور نیست كه همه تجوید را بلد باشند. باید حتماً تحصیلات مربوط به قرآن داشته باشند. در الازهر علوم قرآنى كاملاً آموخته مى شود.
\ اولین استاد شما بعد از پدر چه كسى بوده است؟
> «شیخ عبدالحكیم» رئیس جامعه تفسیر و چاپ قرآن كه بقیه مفاهیم قرآن را به من یاد داد.
\ رشته دانشگاهى شما هم به قرآن ارتباط دارد؟
> من لیسانس زبان عربى از دانشگاه الازهر قاهره دارم.
\ تلاوتهاى شما بیشتر در كدام محافل و كدام كشورها انجام شده است؟
> ۱۶ساله بودم كه نفر اول مسابقات كشور مصر شدم و به همان لحاظ هم تلاوتى در حضور رئیس جمهورى داشتم و از آنجا بودكه مرا براى تلاوت به محافل دعوت كردند. سفرهایى كه به كشورهاى دیگر داشتم عبارت بوده اند از ۴سفر به ایران، سه سفر به لبنان، یك سفر به سوریه، یك سفر به مغرب، یك سفر براى مسابقه به عربستان سعودى و سه دعوت هم از پاكستان كه نتوانستم بروم.
\ در مسابقه بین المللى عربستان چندم شدید؟
> اول.
\ شغل شما چیست؟
> زمین كشاورزى داریم و از آن طریق امرارمعاش مى كنیم. البته مدیر زمین كشاورزى. برادر سومم، محمد است و من دخلى ندارم. در استودیو هم محمد مسؤول كارهاى ضبط و پخش تلاوتهاست.
\ پس شما فقط تلاوت مى كنید؟
> بله.
\ یعنى از طریق رادیو امرارمعاش مى كنید یا محافل؟
> رادیو فقط زمینه اى است براى شناسانده شدن قارى؛ اما كفایت نمى كند. من هم در رادیو قرآن مصر تلاوت مى كنم؛ اما تأكید ما روى قرائتهاى محافل است.
\ چند سال است كه پدر تلاوت نمى كنند؟
> چهار سال. به واسطه بیمارى.
البته اگر بخواهند مى توانند، ولى احتیاط مى كنند. در حال حاضر هم اگر كسى در مصر معروف و قرائت داشته باشد، قرائت پدرم باز در سطح خیلى بالاترى است.
\ چه بیمارى دارند؟
> بیمارى داخلى، ناراحتى كبد دارند. قرائت نیازمند بدن سالم است و پدرم چون از ناحیه كبد بیمار است و نمى تواند خوب تغذیه كند و كبدش ضعیف است كوچكترین فشارى برایش ضرر دارد. قبل از آن تلاوت مى كرد؛ ولى وقتى پزشكان تشخیص ضرر دادند، دیگر از تلاوت دست كشیده.
\ كدام تلاوت پدرتان به یادماندنى ترین قرائت اوست؟
> در ایران: آیه «یوم یجمع الله رسلاً» و در مصر: آیه «ایوب اذ نادى ربه».
و در مجموع تلاوت سوره هاى «نمل و قصص» . مائده و احزاب.بین مردم مصر از تلاوت سوره هاى «نمل و قصص» خیلى تعریف مى شود و در حین این تلاوت مردم از روى صندلیهایشان بلندمى شوند و با وجود آنكه آدمهاى محترمى بودند برخى مى چرخیدند و مدهوش مى شدند. من به چشم خودم این را دیدم.
\ چطور تلاوتهاى پدر تا این حد مؤثر و لذت بخش است.
> پدرم موقع تلاوت سعى اش بر این بود كه آیه را به تصویر بكشد و احساس خاصى داشت. وقتى انسان به تلاوت یك قارى خوب گوش مى دهد احساس مى كند كه حس خاصى به قارى دست داده است، این فقط صوت نیست كه تلاوت را زیبا مى كند. حس تلاوت مهم است.
\ آیا این حس خاص را شما حین تلاوت پیدا مى كنید یا قبل از تلاوت با مرور آیات به این حس مى رسید؟
> قرآن خاصیتش این است كه احساس آدمیزاد را به سطح بالایى مى برد. وقتى حافظ قرآن شدم و شروع به تلاوت كردم خصوصیتش این بود كه حین تلاوت در مفاهیم تدبر كنم. وقتى قرآن مى خوانم غرق مى شوم در مفاهیم قرآنى.
\ آیا هر عرب زبانى قرآن را خوب مى فهمد یا باید زبان قرآن را یاد بگیرد؟
> بله، لازم است زبان قرآن را بفهمد. (به صرف عرب زبان بودن نمى تواند قرآن را بفهمد). باید درزمینه علوم قرآنى تحصیل و مطالعه كند.
|
بین مردم مصر از تلاوت سوره هاى «نمل و قصص» خیلى تعریف مى شود و در حین این تلاوت مردم از روى صندلیهایشان بلندمى شوند و با وجود آنكه آدمهاى محترمى بودند برخى مى چرخیدند و مدهوش مى شدند. من به چشم خودم این را دیدم.
|
لازم است قارى قرآن را دوست داشته باشد. چون درموقع تلاوت خدا باشما صحبت مى كند.
\ آیا تا به حال قرائت قاریان ایرانى را شنیده اید؟
> بله.
\ فكرمى كنید قاریان ایرانى هم با همان حس مى خوانند؟
> اگر قرار باشد این حس به وجود بیاید باید درمعانى قرآن تدبركنند. شرط اول براى یك قارى آشنایى با مفاهیم و تدبر در قرآن است. من، زمانى شروع به تلاوت قرآن كردم كه هنوز آن را حفظ نكرده بودم. پدرم وقتى متوجه شد مرا تنبیه كرد و تا مدتى با من حرف نزد.
\ پدر، چگونه تنبیه مى كرد؟
> (مى خندد و از جواب طفره مى رود و بعد مى گوید) احیاناً گاهى مى زد.
\ رابطه خانوادگى شما چطور است و چه ارتباطى با پدرتان دارید؟
> از ابتداى طفولیت به خاطر دیدن بعضى فیلمها، حركات من حالت خاصى داشت. با بچه ها بازى نمى كردم و ازهمان بچگى حاضر نبودم كسى به من توهین كند. همیشه سعى مى كردم دراین مواقع صحبت كنم و جواب قانع كننده بدهم.اما از نظر تربیت خانوادگى باید بگویم پدرم ازناحیه ثروت كم و كاستى ندارد و اگر مرا به حال خودم واگذارمى كرد احتمال زیاد داشت به راه دیگر و كار دیگرى بروم؛ ولى این جو معنوى و تربیت خانواده بود كه به راه قرآن رفتم.
\ خیلى ازخانواده ها جو معنوى و مذهبى دارند؛ ولى پسرها به پدرها نمى روند...
> من پدرم را دوست دارم. عاشقش هستم. از ابتداى طفولیت او اسوه و الگوى من بوده است.
\ ایشان چه كرده اند كه تا این حد شما دوستشان دارید؟
> پدرم نصیحت كننده خوبى بوده و همیشه ما را نصیحت مى كرده؛ از ابتدا پدرم شاید بیشترین وقتش را براى ما مى گذاشت و حركات و سكنات ما را زیرنظر مى گرفت و ازهمان ابتدا به عنوان یك مربى خوب وقت خیلى زیادى براى ما فرزندانش صرف كرده است.
\ چطور تشویقتان مى كنند؟
> هركدام ازما كار خوبى مى كردیم مبلغى پول مى دادند یا ما را به گردش مى بردند.
> با وجود اینكه خانواده بزرگى بوده ایم؛ ولى هیچوقت پدرم بین هیچكدام از فرزندان تفاوتى قائل نمى شد و به همه مى رسید. او آدم باهوشى بود. با هریك از ما به طریقه خاصى برخورد مى کرد. ما همیشه ازخدا مى خواستیم كه دراین راه موفق شود. او اینطور برخورد مى كرد و به همه مى رسید درحالى كه بعضى ازخانواده ها با وجود دو بچه دچار مشكل مى شوند.
\ حتى در سن نوجوانى هم شما مشكلى براى خانواده ایجاد نكرده بودید؟
> گاهى پیش مى آمد؛ ولى آنچنان نبود كه ناراحت شوند.
\ با آنچه گفتید معلوم مى شود پدرتان مردى صبور بود...
> او صبور بود. ما را راهنمایى مى کرد و راه خوب را نشان مى داد ولى اختیار نهایى را به عهده خودمان مى گذاشت.
\ آیا خواهرانتان هم به دانشگاه رفته اند؟
> بله، همه شان وارد دانشگاه و فارغ التحصیل شده اند. (آنها كه به سن دانشگاه رسیده اند) خواهر كوچكم هم امسال سال دوم رشته حقوق است.
\ شما ازدواج كرده اید؟
> بله، همین واخر.
/ایا فرزند هم دارید ؟
> بله . من یک فرزند دختر دارم.
\ آیا دختران هم در مصر پا به پاى پسران در قرائت پیش مى روند؟
> نه، تلاوت نمى كنند، فقط حافظ قرآن هستند؛ ولى صوت خوبى دارند.
\ تا به حال شده كه شما به خواهرانتان آموزش قرائت بدهید و با آنها كار كنید؟
> نه، زیاد؛ ولى گاهى پیش مى آید.
\ آیا حاضرید در ایران زندگى كنید؟
> نه؛ ولى اینجا را خیلى دوست دارم. هیچكس نیست كه وطن خودش را دوست نداشته باشد. خیلى از ایرانیها هم به مصر مى آیند؛ ولى وطنشان ایران است و وطن خود را بیشتر دوست دارند.
\چرا دعوت براى تلاوت درایران را قبول مى كنید؟
> انگیزه من قطعاً مادى نیست. این به واسطه اظهار محبت نسبت به ایران واظهار محبت ایرانیها به من و پدرم هست. اخیراً هم مقام معظم رهبرى عنایت خاصى داشتند و دستور دادند سیردرمان پدر در ایران پیگیرى شود و این محبتم را نسبت به ایران بیشتر كرد.
|
\ آیا توانسته اید جاى پدرتان را در محافل بگیرید؟ > (با جدیت خاصى مى گوید: ) نه، ما ضرب المثلى داریم كه مى گوید: هیچوقت چشم بالاتر از ابرو نمى رود. پدرم اصل است و ما فرعیم. اگر ایشان نبود ما هم نبودیم.
|
\ به یادماندنى ترین تلاوتتان كدام تلاوت بوده است؟
> من نمى توانم قضاوت كنم، دیگران باید قضاوت كنند.
\ آیا توانسته اید جاى پدرتان را در محافل بگیرید؟
> (با جدیت خاصى مى گوید: ) نه، ما ضرب المثلى داریم كه مى گوید: هیچوقت چشم بالاتر از ابرو نمى رود. پدرم اصل است و ما فرعیم. اگر ایشان نبود ما هم نبودیم.
\ آیا همه قرائات سبعه را تلاوت مى كنید؟
> غیر از «حفص» از «ورش» هم استفاده مى كنم.
\ چرا تلاوت قاریان مصرى اینقدر طولانى و لذت بخش است، ولى سایر تلاوت ها اینطور نیست؟
> از زمانهاى قدیم قرآن در مصر زیبا تلاوت مى شد. كار خاصى نمى كنیم، شاید قریحه خاصى براى تلاوت در مصریها باشد و یا شاید چون متخصصین زبده اى داریم . از سالیان دور هیچوقت مصر خالى از قارى خوب نبوده است. گاهى پیش آمده كه افراد عادى هم در خیابان تلاوت مى كنند . این زیبایى تلاوت قرآن در مصر جا افتاده است.
\ خودتان تلاوت كدام قاریان را دوست دارید؟
> تلاوتهاى زیبا و صحیح اول در مصر و بعد درایران است. حتى در كشورهاى عرب زبان هم گاهى تلاوتها زیبا نیست.
\ چگونه است كه قاریان یك آیه را با چند لحن (نغمه) ، مثلاً صبا، حجاز و یا سه گاه مى خوانند؟
> اداى آن لحن ها بیشتر فى البداهه و حین تلاوت پیش مى آید. اینطور نیست كه لحن خاصى را از پیش تمرین كنند.
\ آیا دوست دارید در ایران تدریس كنید؟
> تدریس هیچ مانعى ندارد، ولى متخصصین بیشترى و خیلى بهتر از من در ایران وجود دارند.
\ با تشكر از تواضع شما و وقتى كه با وجود خستگى به این مصاحبه اختصاص دادید.
> من هم تشكر مى كنم.


